حسن الحسيني النجفي القوچاني ( آقا نجفى قوچانى )

54

شرح دعاى صباح ( فارسى )

و الناطقة القدسية لها خمس قوى : فكر و ذكر و علم و حلم و نباهة و ليس لها انبعاث زيرا كه او مجرّد است و از عالم امر است و اين ، آن روحى است كه حقّ اضافهء به خود نموده ، قال : « وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ روُحى » [ 1 ] « قُلِ الروُّحُ مِنْ امْرِ رَبّى » [ 2 ] و منبعث از مادّى ، مادّى باشد نه مجرّد و از عالم خلق باشد نه از عالم امر و ابتدا ايجاد اين نفس اين دليل باشد بر جسمانيّت الحدوث بودن نفس چنان كه مذهب محقّقين از حكما است ، حين ولادت دنيويّه است و اين شبيه‌ترين اشياء است به نفوس ملكيّت كه : بميرم بار ديگر از بشر * از ملائك من بر آرم بال و پر [ 3 ] از براى اين مرتبهء نفس دو خاصيت است : النزاهة و الحكمة الالهية ، لها خمس قوى : بقاء في فناء و نعيم في شقاء و عز في ذلك و غناء في فقر و صبر في بلاء و لها خاصيتان : الرضا و التسليم ، و اين مرتبه را نفس مطمئنّه گويند ، از جانب خدا آورده است و به او بازگشت خواهد نمود « يا ايَّتُهَا النَّفْسَ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعى إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَةً » [ 4 ] « اين جان عاريت كه به حافظ سپرده دوست * روزى شود ببينم و تسليم وى كنم » « 1 » و بقاء في فناء ، حرف في يا از براى تعليل است و يا از براى ظرفيت و بودن بقاء در فنا مثل بودن باطن است در ظاهر و بودن روح است در جسد ، و العقل في وسط الكل . يعنى اين دو مرتبهء اخيره از نفس را ، به اعتبار تجرّد او از ماده در مقام ذات و فعل ، عقل گويند . امّا كيفيت محاربه با نفس و شيطان بدان كه طرف يمين قلب محلّ عقل و جنود او است ، كه عبارت از ملائكه‌اى است كه متوكّلند به افعال حسنه و در طرف يسار قلب نفس امّاره است و جنود او كه عبارت از شياطينى است كه موكّلند به افعال سيّئه ، به

--> [ 1 ] حجر - 29 ، ص 72 : و در او از روح خود ( يك روح شايسته و بزرگ ) دميدم . [ 2 ] اسراء - 85 : بگو روح از فرمان پروردگار من است . [ 3 ] منظور از محقّقان حكما ، پيروان حكمت متعاليه يعنى ملاّ صدرا و اتباع اوست ، و شعر از مولوى است كه مؤلّف طبق معمول دخل و تصرّف كرده است . [ 4 ] فجر - 28 : تو اى روح آرام يافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى كه هم تو از او راضى و هم او از تو راضى است . ( 1 ) ديوان حافظ ، حرف ميم ، در بعضى نسخه‌ها به جاى ( روزى شود ) آمده است : ( روزى رخش ) .